صیاد عکس عارض یار اوفتادهایم
چون دام هاله ماه شکار اوفتادهایم
در کار بار دهر نداریم جوهری
چون تیغ زنگخورده زکار اوفتادهایم
ساقی بجرعهٔ سر ما برفلک رسان
کز عرش می بفرش خمار اوفتادهایم
رخشنده گوهریم فرو رفته در غبار
ما را عزیز دار که خوار اوفتادهایم
برما بغمزه شاهسواری گشاده شست
وینک چو زخمخورده شکار اوفتادهایم
آثار موج غم بتن ما غریب نیست
کز بحر بیخودی بکنار اوفتادهایم
«طالب» یکی فسرده گل بیطراوتیم
یعنی ز چشم باغ و بهار اوفتادهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای قوم الغیاث که کار اوفتادهام
یاری دهید کز دل یار اوفتادهام
از رهروان حضرت او بازماندهام
از کاروان گسسته و بار اوفتادهام
در صدر دیدهای که چه اقبال دیدهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.