بغل گشاده روم هر کجا غمی بینم
عنان گسسته بهر جا که ماتمی بینم
بدام دهر چو بی همدمی بلائی نیست
خداکند که در این دام همدمی بینم
فشرده چون گل بیشبنم درین گلزار
ز ابر فیض خوش آندم که شبنمی بینم
ز وصل دوست شبی چند بزم عشرت را
بهشت دیدم و اکنون جهنمی بینم
چو آدمی نبود ساقیا بعالم خاک
ببر بعالم آب که آدمی بینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.