امشب لبی از زمزمه سیراب نکردیم
اصلاح دماغی بمی ناب نکردیم
گویند که شیرین بدم صبح بود خواب
ما نو بر شیرینی این خواب نکردیم
در رقص بگردون سر و دستی نفشاندیم
گردیم سماعی و بآداب نکردیم
دادیم عنان گربه طوفان حرکت را
چون خار و خس اندیشه سیلاب نکردیم
هرگز نکشیدیم خراشنده خروشی
از سینه سوزان که دلی آب نکردیم
تا حاجت ما گشت روا زآن خم ابرو
دیگر بدعا روی بمحراب نکردیم
در عالم خاکی نرسیدیم بآبی
کز تلخی کامش همه زهر آب نکردیم
«طالب» همه در تفرقه بردیم بسر عمر
اندیشهٔ جمعیت اسباب نکردیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.