وجود ذرهٔ ندارم ولی چه جذبه نمایم
ترا ربایم و گویم که آفتاب ربایم
ازین چمن بگلستان دیگرم نرود پای
که خوش بود دل از دست فیض و آب و هوایم
ترا بمرغ گرفتار گر بود سر و کاری
بطوق فاخته گردن نهم اگر چه نمایم
امید هست که چینم گل از نهال وصالی
که باز میشود امشب چو غنچه بند قبایم
نمیشود ز من آزرده موری ارچه بقدرت
تمام ناخن و دندان چو شیر سلسله خایم
درین مقام خروش و فغان خموش چو رنگم
که گر شکسته شوم خلق نشنوند صدایم
اگر نه ریشهٔ نخلم درین چمن بچه نسبت
همیشه جانب پستی است روی نشو و نمایم
بود وجود حبابم درین محیط چو «طالب»
بدین دلیل که تا زاده مستعد فنایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.