گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
کمال‌الدین اسماعیل

از عکس لبت دیده بدخشان گردد

وز یاد رخت سینه گلستان گردد

بی روی توگر آب خورم چون گلبن

اندر دل من چو غنچه پیکان گردد

مولانا

چون شاهد پوشیده خرامان گردد

بس رخت بخیل کاو گروگان گردد

 هر پوشیده ز جامه عریان گردد

گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مجد همگر

هر سر که تو را بر خط فرمان گردد

از دولت تو سرور اقران گردد

آن عید هر آنکه با تو کژ بد چوگان

این عید به شمشیر تو قربان گردد

جویای تبریزی

هر کس از وضع خود گریزان گردد

شاید که بری ز نور ایمان گردد

باشد در دیده‌ها به عینه زنار

از دانه چو تار سبحه عریان گردد

حزین لاهیجی

زان پیش که دی آفت بستان گردد

اوراق گل از خزان پریشان گردد

ساقی، تو که ابر رحمتی، رشحه ببار

تا بلبل طبع من غزل خوان گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه