گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
فرخی سیستانی

از زلف تو بوی عنبر و بان آید

زان تنگ دهان هزار چندان آید

زلف تو همی سوی دهان زان آید

خربنده به خانه شتربان آید

میرداماد

در گلشن ما سمن مغیلان آید

وز ابر غم تو قطره طوفان آید

ما را ز تو بسکه در درون پیکار است

از دیده بجای اشک پیکان آید

طالب آملی

کس مانع من ز بزم سلطان آید

این نااهلی مگر ز دربان آید

منعم زین روضه آنجنان دان که کسی

بلبل نگذارد بگلستان آید

آذر بیگدلی

زآن کوی، جواب نامه ی ما ناید

گفتم که بصبر آید، اما ناید!

هر کس که فرستمش من آنجا، ماند

وآنکس که فرستیش تو اینجا، ناید!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه