طعمهٔ آتش دل میکنم این عود جگر
سرمه در چشم هوا میکشم از دود جگر
یا دلعل که دگر دشنه بدل ریخت که باز
گشت فوارهٔ خون چشمهٔ مسدود جگر
دیده را منع کن از گریه دمی گو میباش
قطرهئی چند زیان مژه و سود جگر
میکند مریم عیسی چو قضا تعبیه کرد
بر سر نشتر مژگان تو بهبود جگر
رشتهٔ آه رودگر نشدی «طالب» را
ریختی از هم تار جگر و پود جگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.