خواب میکردد بگرد چشم گریانم ز دور
آشنائی میدهد مژگان بمژگانم ز دور
همچو آتش کو عیان باشد بشب از راه دور
دل بود زان طرهٔ مشکین نمایانم ز دور
دورو نزدیکم زعشق او ملامت میکنند
آشنایانم ز نزدیک و غریبانم ز دور
آب و رنگی دیدم و بیخواست دل در باختم
باغبان ایکاش نمودی گلستانم ز دور
وصل او با وعده خواهم زآنکه رفع تشنگی
نیست ممکن گر نماید آب حیوانم ز دور
داردم طالع بدام شهرت کاذب اسیر
درد بی درمانم و خوانند درمانم ز دور
بسکه چشم از حسرت آن نارپستان بستهام
ناربستان مینماید نار پستانم ز دور
برقیاس شهرتم مشناس «طالب» زانکه من
کافرم کافر بنزدیک و مسلمانم ز دور



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.