ترا بینم ز بنیاد دلم فریاد برخیزد
ز آبم آتش افروزد ز خاکم باد برخیزد
چو از سنگین دلیهای تو یادآرم شب هجران
کشم آهی که فریاد از دل فولاد برخیزد
نشیند هرکه در بزم من مسکین بصد افسوس
چو برخیزد ز تأثیر مکان ناشاد برخیزد
اگر بر تربت فرهاد بنشینم ز همدردی
چو برخیزم فغان از تربت فرهاد برخیزد
محبت چیست باغی بار و برگ اوگرفتاری
عجب دارم که سروی زآن چمن آزاد برخیزد
ز بس مشتاق برفرمان عشقم برهلاک خود
بخون غلطم چو دست و خنجر جلاد برخیزد
ز بس خو کرده باجور و جفایت هرکجا «طالب»
ز بیداد تو تقریبی بر آرد داد بر خیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.