هرکس که ندارد خطر از برق جمالی
پهلوی چو من سوخته خرمن ننشیند
پیوسته بتاریکی زلف تو برد دل
خفاش بسر منزل روشن ننشیند
از رشک بدل طایفهٔ اهل هوس را
گرزانکه شود عشق تو سوزن ننشیند
بر مسند ما گر ننشیند عجبی نیست
خورشید بخاکستر گلخن ننشیند
دلسوخته راگاه بگلخن سروکاریست
خاطر نفسی شاد بگلشن ننشیند
صد سال کند مرغ هوس گر بهوا سیر
چون سست شود گوشهٔ خرمن ننشیند
فیض از چمنم نیست که آشوب دماغم
از بوی گل و سنبل و سوسن ننشیند
دل را مطلب سوی جهان بیهده «طالب»
کین باز هوائی به نشیمن ننشیند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.