عقل بصد خامشی قفا خورد از ما
دانی اگر دم زند چها خورد از ما
ما می مشرب ز جام کفر کشانیم
ساغر اسلام پشت پا خورد از ما
جوشدش از کام ذوق چشمهٔ حیوان
آنکه بلب شربت ثنا خورد از ما
رویدش از خاک گور سبزه الماس
آنکه بدل نشتر هجا خورد از ما
واعظ هذیان سرا کجاست که لختی
نیش عصا دشنهٔ ردا خورد از ما
آنکه نقاب عروس دهر گشاید
صد شکرستان برونما خورد از ما
ما همه «طالب» نمود پاک زبودیم
عقل همان پای سیمیا خورد از ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.