روی چو سوی چمن، رو بروی تو آید
بهر گلی که اشارت کنی بسوی تو آید
روم بگلشن و آتش زنم بخرمن هر گل
مگر گلی که ازو برمشام بوی تو آید
چه رهروی که دو منزل یکی ز شوق نماید
دلم گذر کند از کعبه و بکوی تو آید
گلی تو لیک به آتش موافقست مزاجت
عجب مدار گر از شعله بوی خوی تو آید
بود بسوی تو ای پیر دیر روی حریفان
که بوی فیض ز جام تو و سبوی تو آید
گل انتظار تو دارد در آ بزمزمه «طالب»
که بوی نالهٔ بلبل ز گفتگوی تو آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.