پاس دل دار که در کوچهٔ مستی نزنند
از عدم مست نیاید در هستی نزنند
نمک نشأه بر آن سست وفا باد حرام
که دم نزع دم از باده پرستی نزنند
بلبلی را که بود زمزمه جاگلبن عرش
لاجرم نغمهٔ مستانه به پستی نزنند
دست بردست زدن کار زنانست زنان
مرد در معرکه جز تیغ دو دستی نزنند
بی صلاح مژهٔ تیغ زن او «طالب»
نیستی قفل فنا بر در هستی نزنند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.