بکام ما سزد ار جام بیغشی ریزند
گناه نیست گر آبی بر آتشی ریزند
نصیب ماست که رد گشته گرد یک جنون
بکاسهٔ سر مجنون نمک چشی ریزند
بپای گلبنی ار ساعتی بیاساییم
ز هرگلی بسرم طشت آتشی ریزند
زکوة باده چو بر خاک ریختن فرض است
خدا کناد که بر خاک میکشی ریزند
خدنگ غمزه لذیذست کاش «طالب» را
بسینه هردم ازین تیر ترکشی ریزند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.