مرا دلیست که رو از فراق میپیچد
سر نظاره ز گلهای باغ میپیچد
بآشنائی زلف تو خوشدلم شب هجر
بمغز گر همه دود چراغ میپیچد
چو موسم است که گر ناله میکند بلبل
صدای قهقهه در صحن باغ میپیچد
بیوی زلف تو گر خاک میزنم بمشام
نسیم میشود و در دماغ میپیچد
امید مرهم الماس چون بود «طالب»
که پنبه سر ز ملاقات داغ میپیچد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.