زخم عشق و چشم گریان مرا طالع یکیست
سوزن عیسی و مژگان مرا طالع یکیست
هردو را هرگز رهائی نیست از پیوند خار
دامن صحرا و دامان مرا طالع یکیست
هردم از بادی چو جیب غنچه گردد چاک چاک
دامن ابر و گریبان مرا طالع یکیست
گرد جمعیت نمیگردد بگردکوی یار
چون کنم کار پریشان مرا طالع یکیست
میرسد هردم چوزلف او شکستم در شکست
چون کنم با کفر و ایمان مرا طالع یکیست
نیستم «طالب» ز نور شمع راحت نا امید
گرچه بازندان شبستان مرا طالع یکیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.