گنجور

 
طالب آملی

خوش لب جوئیست ساقی باعث اهمال چیست

نایب خضری ببین لب تشنگان را حال چیست

بی سبب اسباب در راه طلب ناید بکار

حاصل پرواز مرغ بی پر و بی بال چیست

روز بی خورشید مهر افروز بین دارد چه حال

زین تصور کن که مارا دور از احوال چیست

یار اگر یاراست گو اقبال یار ما مباش

با وجود یاری او یاری اقبال چیست

زلف و خال آید بلی حسن مقید را بکار

پیش حسن مطلق ای دل حرف زلف و خال چیست

رحم کن بر خود دلا تاکی شتابی سوی عشق

مرگ راهردم برغبت کردن استقبال چیست

هرچه داری با هزاران عذر در پایش بریز

جان دریغ از یار نتوان داشت «طالب» مال چیست

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی