عاقبت بیماری هجر تو بیبهبودی نداشت
جورها کردند یاران هیچیک سودی نداشت
برق آه ماخسی از خرمن گردون نسوخت
آتش خاموش ما افسردگان دودی نداشت
زود غایب گشت آثار وجود ما ز چشم
کآن علامتها نمودی بود و بس بودی نداشت
راز او هردم برنگی خویشتن را مینمود
ورنه لب زین گفتگوها هیچ مقصودی نداشت
وقت «طالب» خوش که خود را مینمود آن سان که بود
چون حریفان دگر قلب زر اندودی نداشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.