درشب هجر تو بستر ز آتش و آبم بهست
تلخی بیداری از شیرینی خوابم بهست
من زدل خون میکنم ریزان تو از مینا شراب
دراثر مطرب ز مضراب و تو مضرابم بهست
چون خزف بودم چو آوردی زقعرم در کنار
بردنم بدنیست با خود لیک پر تابم بهست
منکه از طرز نگاهت غوطه در خون میخورم
وز خطر از گردش چشم تو گردابم بهست
منکه چون « طالب » شبم را نیست پیوندی بروز
سیر داغ سینه از گلگشت مهتابم بهست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.