کو بیدلی که از ستمت سینه چاک نیست
یا زندهٔ که در غم رویت هلاک نیست
ترسم مده بتیغ که سرمست عشق را
غیر از خدا و هجر ز کس بیم و باک نیست
زاهد چسان نماز کند کز سرشک ما
یک قبضه خاک در همه آفاق پاک نیست
چشم ستارهٔ بفلک نیست شام هجر
کز دود آتش نفسم سرمه ناک نیست
شمشاد گو بسوز بحسرت که پیر ما
بیزار آن عصاست که از چوب تاک نیست
زلفت غبار کوچهٔ دل میخورد بلی
ماراست و مار را خورشی غیر خاک نیست
«طالب» چه مظهری تو که در بزم قدسیان
تسبیحشان بغیر وجودی فداک نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.