نه بادهٔ شکری سازدم نه انگوری
از آن زشیشه و پیمانه میکنم دوری
شب فراق فروغ از چراغ نپذیرد
ز آه سرد برافروز شمع کافوری
کشیده پیش خیال تو بر دریچهٔ چشم
مشبک مژهام پردههای زنبوری
ز هجر باده دم گرم ما فسرده کجاست
فتیلهٔ که بسوزیم داغ مخموری
مرا دلیست بر او داغ هجر آن دلدار
چو بر پیالهٔ چینی نشان فغفوری
زحال ظالم و مظلوم من نگویم هیچ
تو خود بگوی که ماری به است یا موری
لب تو هم صفت بخت «طالب» است ولی
تفاوت از نمکینی به است یا شوری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.