در دم بدل گره شده ساقی پیالهٔ
کز سینه برکشم جگر آلوده نالهٔ
چون بخت خویش پیر شدم میروم که باز
خود را جوان کنم بمی دیر سالهٔ
ساقی ز تنگ حوصلهکان دور مگذران
هر چند بی تهیم بماده پیالهٔ
باداغ دل ز باغ جهان گر شدم رواست
آری بکوی عشق نیم کم زلالهٔ
رشکم به تلخکامی ارباب ذوق نیست
کز خوان رسیدهٔ بمن هم نوالهٔ
«طالب» سواد خطهٔ حسن است دفترم
دروی بجلوه هر غزلی چون غزالهٔ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.