بیگانه مینمایم از آن انجمن برون
زآنسان که عندلیب بهار از چمن برون
برعکس گشته کار جهان ورنه کی رواست
بیرونیان در انجمن وصل و من برون
اینست اگر مروت ابنای روزگار
زود آ که عندلیب کند از چمن برون
چون شیشه در برابر شمع از کمال ضعف
رنگ شراب دل دهم از پیرهن برون
هرگه زکوة حسن دهی ساکنان خاک
دست غبار گشته کنند از کفن برون
بیرون شدم بمصلحت از بزم یار دوش
اما به تلخی که رود جان ز تن برون
پاس نفس بدار که ناید بدست باز
هر گوهر حدیث که رفت از دهن برون
گر نیست غنچه از دهن تنگ از چه روی
آغشتهٔ نسیم گل آید سخن برون
«طالب» بتار زلف سیه زآن چهٔ ذقن
یوسف توان کشید بمشکین رسن برون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.