چون کلک تو لاغر تن و فربه سخنم من
آن مرغ که گوهر بودش بیضه منم من
گردون ز تنور جگر مغرب و مشرق
بس قرص برآرد که کناری شکنم من
گویند اگر مشتری جنس وفا کیست
از گور من آواز برآید که منم من
دریا فکند تخته بساحل عجبی نیست
گر لخت دلی از مژه بیرون فکنم من
هر لخت جگر بر مژهام نافه مشکیست
پر فیض تر از ناف غزال ختنم من
طوقست مرا تیغ و حمایل کفن چاک
منت کش گردون پی تیغ و کفنم من
«طالب» نکزی از پس مرگم لب افسوس
کاندر کفن آسوده تر از پیرهنم من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.