خام سوزی چون مرا، صدبار باید سوختن
گه با آتش گه بخوی یار، باید سوختن
صید راهب شو دلا تا کی ز بیم زاهدان
سبحه باید ساختن زنار باید سوختن
نور شمع و حسن گل تاراج کردن مفت نیست
بلبل و پروانه را ناچار باید سوختن
هر زمان صد سوختن احباب را در طالعست
کاش در عشق بتان یکباره باید سوختن
روز و شب در آتش سوز رقیبانم بلی
غم چو افزون گشت بر غمخوار باید سوختن
شاهد راحت بآسانی نمیآید بدست
بهر کم آسایشی بسیار باید سوختن
تا مگر «طالب» عیار پختگی گردد درست
سالها در بوتهٔ آزار باید سوختن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.