دلم که سوی تو انداز کرده از مژگان
کبوتریست که پر باز کرده از مژگان
عجب که مرغ دلم راه آشیان یابد
که سالهاست که پرواز کرده از مژگان
عقاب چشم تو با سینهٔ تذرو دلم
تلاش جنگل شهباز کرده از مژگان
همین نه بردل ما راه صبر بسته بچشم
که رخنه در گهر راز کرده از مژگان
هزار عشوهٔ رنگین نمود از ابرو
هزار غمزهٔ ممتاز کرده از مژگان
چنان ز حسرت آتش هوای دل شدهگرم
که دیده بند قبا باز کرده از مژگان
مگر بصورت شیرین گشاده «طالب» چشم
که شغل کوهکن آغاز کرده از مژگان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.