ما ستم را بر دل درویش شیرین کردهایم
تلخی ایام را بر خویش شیرین کردهایم
کام خویش از نوش شیرین مینمایند اهل ذوق
ما دهان خویش را از نیش شیرین کردهایم
از تبسم ریز خوبان زخم ما را باک نیست
تا نمک را در مذاق خویش شیرین کردهایم
تلختر بود از حیات عاشقان زهر آب صبر
ما غریبانش بصد تشویش شیرین کردهایم
کو اجل اهل سیاست خویش را بنما که ما
گرگ را دیدن بچشم میش شیرین کردهایم
گو طبیب شهر «طالب» در دوای ما نکوش
درد را بر جان محنتکیش شیرین کردهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.