چو گلچین تبسم از لب جان پرورت گردم
ز چشمت گردش آموزم که بر گرد سرت گردم
بهر چشمم که لاغر بینی و از صیدگه رانی
رسن در گردن آیم صید چشم دیگرت گردم
ز چرخ نامه آوردی کبوتر چون نهم نامت
همای عرش پروازی سر بال و پرت گردم
بدین نیت شدم چون رشته باریک از غم فربه
که چون دور کمر گردمیان لاغرت گردم
اگر سنبل ز فردوس آورم در سبزه از جنت
همان شرمنده از روی و خط سبز و ترت گردم
بگرد چشم نتوان گشت از آن در عین نومیدی
چو بینم لطفی از چشم تو بر گرد سرت گردم
برغم سینهٔ «طالب» چو چاکم در دل اندازی
بچشم چاک دل حیران دست و خنجرت گردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.