ما ستم را بر دل درویش شیرین کردهایم
تلخی ایام را بر خویش شیرین کردهایم
کام خویش از نوش شیرین مینمایند اهل ذوق
ما دهان خویش را از نیش شیرین کردهایم
از تبسم ریز خوبان زخم ما را باک نیست
تا نمک را در مذاق خویش شیرین کردهایم
تلختر بود از حیات عاشقان زهر آب صبر
ما غریبانش بصد تشویش شیرین کردهایم
کو اجل اهل سیاست خویش را بنما که ما
گرگ را دیدن بچشم میش شیرین کردهایم
گو طبیب شهر «طالب» در دوای ما نکوش
درد را بر جان محنتکیش شیرین کردهایم