چون چاره جوی عشق ز بیچارگی شدم
در هرقدم دوچار بآوارگی شدم
دی مینمود مست گذرگاه در خیال
امروز خود ز یاد تو یکبارگی شدم
میرنگ شد ز بس لبم از جرعهریز اشک
چون تیغ یار شهره بخونخوارگی شدم
یک نیمه دل بدرد سپردم یکی بداغ
خود گوشهئی گرفتم و نظارگی شدم
«طالب» غمی دگر ز جفا بر غمم فزود
نزدیک هرکه از پی غمخوارگی شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.