جانم نشاسی ز تن از بسکه ضعیفم
زآن سان که تن از پیرهن از بسکه ضعیفم
با این تن زار گذرم جانب صحرا
وحشی نگریزد ز من از بسکه ضعیفم
هنگام تکلم چو یکی معنی باریک
پنهان شوم اندر سخن از بسکه ضعیفم
گر گل شوم و سر زنم از دامن گلزار
شبنم ننشیند بمن از بسکه ضعیفم
شاید اگرم بار دهد عطر صفت جای
درز لف شکن در شکن از بسکه ضعیفم
مانند نسیم و نفس و رایحه و روح
نتوان جسدم یافتن از بسکه ضعیفم
در گور سزد گر ننمایند ملایک
فرقم ز عبیر کفن از بسکه ضعیفم
«طالب» چو نسیم گل اگر درشوم از دست
نتوان دگرم یافتن از بسکه ضعیفم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.