تخم مهری که بامید وفا کاشتهایم
بسر دوست که نا کاشته انگاشتهایم
ما دراین مزرعه دایم بمددگاری بخت
خرمن از دانهٔ نا کاشته برداشتهایم
چون بههمدوشی همت شدهایم اوج خرام
چرخ را زیر قدم آبله پنداشتهایم
چون کند رغبت بالین سر خورشید که ما
ناز بالش بپر شب پره انباشتهایم
«طالب» از موعظه خاموش که ما مشربیان
هر کجا بوده بلندی علم افراشتهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.