دلم کز نور دانش طور معنی در نظر دارم
زبانم کز تکلم دست موسی در کمر دارم
چسان شیخانه پادر دامن زهد وورع پیچم
که طفل مشربی از چشم خوبان شوختر دارم
سزد کز نالهٔام هر تار چون مارسنان پیچد
که صف صف مور پیکان در زوایای جگر دارم
سبک روحم منه کوه گران افسرم برسر
که از تاب شعاع کوکب خود دردسر دارم
هزارم بال و پر بیش است در پرواز ازین گلشن
دل صد بستگی در طالع هر بال و پر دارم
بر و دوش عروسان نگه را حلهٔ اشکم
که از خون ابره و از پارهٔ دل آستر دارم
نشوید لب زافغان صاحب زخم زبان «طالب»
من آزرده خود زخم زبان بیشتر دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.