آ نکه میخواند زشغل جام و می آزادم
گو برافکن رقعه واری دامن سجادهام
گرچه خارم نکهت گل میدهم ای عندلیب
میتوان نازم کشید آخر گلستان زادهام
توبه میگفتم زبس تکلیف بیدردان ولی
میچکد از توبه صد میخانه ذوق بادهام
میتراود از مساماتم حلاوتهای یاس
گرچه تا مژگان بخون آرزو افتادهام
ظاهر «طالب» چو خار آلودهٔ صد دامنست
لیک گر وا کاویم چون سرو گل آزادهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.