چون غنچه خون بردل بینور شکفتم
برق سحری بودم و برطور شکفتم
بودم ازلی غنچهئی از گلشن توحید
بریاد کله گوشهٔ منصور شکفتم
شاداب ترین غنچهٔ فردوس حجابم
گر عشوه ستانی مژهٔ حور شکفتم
نشکفتنم از تنگی جا نیست وگر نی
عمری بزوایای دل مور شکفتم
چون غنچه که طفلانش بناخن بگشایند
درچنگ غمی چند بصد زور شکفتم
«طالب» نشکفت از سحرم غنچهٔ صبحی
چندانکه بروی شب دیجور شکفتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.