منم که سینه ز داغ تو مشتعل دارم
هزار شعله زبان در دهان دل دارم
بلب چگونه رسد نالهام که دامن دل
به پنجهٔ خفقان نفس کسل دارم
لب حلاوت الماس میمکم ز آن رو
که دل به نیش نگاه تو متصل دارم
تمام چشم تماشا شو ای خلیل که باز
بحسن کعبه کنشتی در آب و گل دارم
نه سر کشم نه فروتن برشک آتش و خاک
طبیعتی چو گل و لاله معتدل دارم
شب از تصور آن لعل آتشین «طالب»
بگریه جوهر الماس را خجل دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.