گیرد که ز گفتار زبان طلب ما
قفلی زند اندیشهٔ خواهش بلب ما
در انجمن لطف و کرم فخر نمایند
همت به تنک روئی شخص طلب ما
ما خانه ز برق نفس افروختگانیم
در بر نکنند خلعت مهتاب شب ما
آن زهر سرشتیم که در غمکدهٔ کام
می تلخ نگردد مگر از یاد لب ما
سیمای اصالت بود از ناصیه ظاهر
از جبههٔ ما پرس حدیث نسب ما
گو چرخ بآزار و خسان دست میالای
کافیست مرا این بی ادبان را ادب ما
ای تهمت چین بسته بزلف شب اندوه
یکباره بهبین جبههٔ صبح طرب ما
«طالب» نفسی تازه کن آنگاه بآهنگ
بیتی دو بخوان زین غزل منتخب ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.