باصد آئینه بره میروی از آه بترس
بس تنک جوشی از تیر سحرگاه بترس
صد خطر داری و از هیچیک آگاه نهئی
سخت مستانه بره میروی از راه بترس
چون دراین راه رفیق تواجل ساختهاند
گام غافل مزن ایدوست ز همراه بترس
هرگ درکوچهٔ مستی سگ غافلگیراست
پس بغفلت مرو از مردن ناگاه بترس
پیش از آسیب ز گردون حذرت میبایست
اینزمان خواه مترس از فلک وخواه بترس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.