گنجور

 
طالب آملی

ای شرع تو مروج دین پیمبری

زیب از تو یافته روش شرع گستری

دعوای غبن عمر کنند اهل روزگار

بر روزگار چون تو نشینی بداوری

گر خلق با نسیم ولای تو دم زنند

آفاق را کنند یکی گوی عنبری

یکدل کم است مهرتر از آنکه مهر تو

دارد هزار ذره چو این مهر خاوری

تا ذره ذره را دل دیگر برآورد

نقاش داده دل را شکل صنوبری

شد دهر را سپیده نشان چشم انتظار

تا صبح وار از افقی سر برآوری

تا چند شام کفر کند عرض تیرگی

وز بیم صبح دین نکند پیرهن دری

وقت است کز نشیمن اقبال مستدام

چون خور برون خرامی با تیغ حیدری

وانگه بسعی بازوی اسلام برکشی

زین روبهان کفر لباس غضنفری

یکچند گرد معجرشان مغفری بفرق

بنمای معجزی که کند باز معجری

بشکن شکسته زورقشان را بموج قهر

وانگاه ده بدجله خونشان شناوری

جمعی کز آن میانه با اسلام مایلند

فرمایشان به جادهٔ شرع رهبری

(طالب) رسید وقت دعا دست دل برآر

وانگه بدین دعا کن ختم ثناگری

گر خطبهٔ نشانه بود خطبهٔ ترا

انجم کند خطیبی و افلاک منبری

شرعت همیشه تازه بود در میان خلق

وین رسم خوش اساس نیابد مکرری

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
ترکی کشی

زلفین برشکسته و قد صنوبری

زیر دو زلف جعدش دو خط عنبری

دو لب عقیق و زیر عقیقش دو رسته در

نرگس دو چشم و زیر دو نرگس گل طری

چشم و دو زلف و دو رخ، جمله مشعبدند

[...]

فرخی سیستانی

ای اَبر بهمنی که به چشم من اندری

تن زن زمانکی و بیاسای و کم گری

این روز و شب گریستن زاروار چیست

نه چون منی غریب و غم عشق برسری

بر حال من گری که بباید گریستن

[...]

منوچهری

برگ گل سپید به مانند عبقری

برگ گل دو رنگ به کردار جعفری

برگ گل مُوَرَّدِ بشکفتهٔ طری

چون روی دلربای من، آن ماه سعتری

قطران تبریزی

پوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبری

کافور بر گرفت ز که باد عنبری

از گل زمین شده چو تذروان هندوی

وز ابر آسمان چو پلنگان بربری

از سنگ خاره گشت گلاب و عرق روان

[...]

مسعود سعد سلمان

ای فال گیر کودک فالم ز روی تو

با روشنایی مه و با سعد مشتری

هستت ز نخ بلورین گوی و در آن بلور

پیدا خیال حسن لطیفی و دلبری

دارند صورت پری اندر بلور و تو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه