لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
سوزنی سمرقندی

عمید کاسنی آن کاسه سرش پنگان

که عاشق کله . . . ن بدی چو پابنگان

بمرد و کاسنی او مرده ریگ وار بماند

چنانکه ماند از جغد گوشه ویران

چنانکه مغ بستوران برند بردندش

بگندگی ستوران بجای آن غمدان

نهاده پای چپ اندر ستانه دوزخ

عمید کولته در زیر خانه هامان

گهی بهامان آرد رموده از فرعون

گهی سکاچه بافراسیاب زی هومان

گهی بمسخرگی لعنت از در ابلیس

همی برد سوابلیسک لعین علان

بحکم مسخرگی پیش زانوی فرعون

نشست و خاست که جا سازد از کنار مهان

از آن تکبر فرعون وزان تهور او

به پیش مجلس نمرود شد چوبه غلطان

نوای باربدی زد بمجلس نمرود

ببر بط کدوین بر بجوش خوش الحان

بگوش قارون آمد نوای بربط او

بدو سپرد کلید خزانه خذلان

بحرص خواسته ورزی قرین قارون شد

جز این خسیس نزیبد قرین آن کشخان

ز پشت مار شکنج شکنجه قارون

همی پشیزه برندش بناخن و دندان

بشاعری و ببربط زنی و مسخرگی

ملوک بادیه را شاد کردنی پژمان

بقعر نار فرو میرود درک بدرک

چنانکه اینجا صرافگان دکان بدکان

نظامی ار که نمرده است مرده انگارم

همی بقعر درک برگشاده است زبان

بنظم مرثیتش حق طبع بگذارم

زمن بخود نبرد جز چنین قصیده گمان

بزندگی نه بدانگونه بود گرسنه چشم

که شرح کردن آن تا بروز حشر توان

ببویه . . . ن سگ آسیا بلیسیدی

ببوی آرد که در آرد است شبهت نان

بوقت نزع همی گفت بر جنازه من

جنازه پوش مپوشید جز که سفره نان

بنان گدای بدار چه بنام دهقان بود

هزار تیز گدا بر بروت آن دهقان

گدا زنست و گدا مرد و هم گدا خیزد

بمحشر آید وام کفن بر او تاوان

بدستخط اجل فخر دین چنان دیدم

که کاسبی ز جهان رفت جایع و عطشان

اگر بمرد نکو کرد ور نمرد بمن

ز زندگیش چه سود و زمردنش چه زیان

بقای عمر اجل فخر دین خوهم جاوید

که در بقاش بود مدت بقای جهان

اگر برون کند از هر فصول فصلی امید

همین که بشنود این مرثیت برآرد جان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

توانگری و بزرگی و کام دل بجهان

نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان

یمین دولت کایام ازو شود میمون

امین ملت کایمان ازو شود تابان

همه عنایت یزدان بجمله بهرۀ اوست

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان

نیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان

یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوک

امین ملت محمود پادشاه جهان

خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان

برنگ لاله می از یار لاله روی ستان

جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم

می جوان بجوان ده درین بهار جوان

بشادکامی امروز داد خویش بده

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
قطران تبریزی

اگر نجست زمانه بلای خلق جهان

چرا ز خلق جهان روی او بکرد نهان

اگر نخواست دلم زار و مستمند چنین

چرا نگاشت رخش خوب و دلفریب چنان

اگر نگشت دل من تنور آتش عشق

[...]

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

شب دراز و ره دور و غربت و احزان

چگونه ماند تن یا چگونه ماند جان

بسان مردم بی هوش گشته زار و نزار

دلم ز درد غریبی تن از غم بهتان

مرا دو دیده به سیر ستارگان مانده

[...]

مشاهدهٔ ۱۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه