نوشد بجهان جهان دیگر
چرخ دگر و زمان دیگر
زان نقش شد ارسلان سلیمان
آمد نقش ارسلان دیگر
سالار صف سپاه دین آنک
هست از شرف آسمان دیگر
تاج الامرا حسن کز احسان
بحر دگر است و کان دیگر
آن شیردلی که همچنو نیست
در خلخ پهلوان دیگر
میری که سپهر پیر ناورد
زیباتر از او جوان دیگر
در روز مصاف رایت اوست
چون رایت کاویان دیگر
از مردی او زنند مردان
هر روزی داستان دیگر
میدان صف مبارزت را
پندارد بوستان دیگر
دردی بسر بنفشه گون تیغ
کار و گل و ارغوان دیگر
هر روز کند به نیکنامی
فعل و ره و رسم و سان دیگر
نخشب بجمال او شد امروز
از بعد جنان جنان دیگر
جز سایه عدل او بنخشب
کو جایگه امان دیگر
نام پدر و نیا بنگذاشت
ضایع بکف کسان دیگر
وین حشمت خاندان خود را
نفکند بخاندان دیگر
ای همچو پدر بروز هیجا
شیر یله ژیان دیگر
بعد از ملکی که جان ستاند
شمشیر تو جان ستان دیگر
در ملک شهنشهی که ندهند
در دهر چنو نشان دیگر
تیغ تو بس است پاسبانش
بی منت پاسبان دیگر
صفی که زیک کران بحیله
دیدن نتوان کران دیگر
تنها شکنی چو حمله کردی
بی زحمت همعنان دیگر
رمح تو زبس صواب زخمی
سنبد بسنان سنان دیگر
جز حلق مخالفان نشاید
مرتیغ ترا فسان دیگر
برنده خدنگ تست بیجان
هر روز بقصد جان دیگر
مرغیست که جز دل مخالف
نپسندد آشیان دیگر
دشمن که هوای تو نکوشد
هر لحظه کشد هوان دیگر
آرایش کار ملکرا نیست
جز رأی تو قهرمان دیگر
ای بر حشم و رعیت خویش
خال وعم مهربان دیگر
امروز بعید میزبانی
نبود چو تو میزبان دیگر
مهمان تو هست شاه شاهان
زین بهتر میهمان دیگر
مداح تو صد هزار کس هست
هر سو بیکی زبان دیگر
زیشان چو محمد بن مسعود
نی کهتر و مدح خوان دیگر
هر لحظه فزون خوهد زمدحت
در خاطر خود توان دیگر
وز جود کف تو هر زمانی
یابد صلت گران دیگر
مادام که تا مرین جهانرا
نازند بدل جهان دیگر
در ملک جهان مباد جز تو
کس والی و کامران دیگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به ستایش و وصف ویژگیهای یک قهرمان و شخصیت برجسته به نام ارسلان میپردازد. شاعر به بررسی مقام و منزلت او در مقایسه با دیگران مینویسد و اشاره میکند که او در میدان جنگ، شجاعت و لیاقت بینظیری دارد. همچنین، زیبایی و جوانی او، قدرت و نفوذش در دل دشمنان و احترامش در میان مردم را نیز مورد تأکید قرار میدهد. شاعر از او به عنوان پشتیبان و حمایت کنندهای برای رعیت و حشم یاد میکند، و بر این باور است که او در زمان خود منحصر به فرد است و همچون او کسی وجود ندارد. در کل، این شعر تجلیلی است از قهرمانی که در تاریخ و در دل مردم جاودانه خواهد ماند.
هوش مصنوعی: زمان و دنیا به طور مداوم تغییر میکنند و هر لحظه، شرایط و اوضاع جدیدی به وجود میآید.
هوش مصنوعی: از آن تصویر، ارسلان به وجود آمد و سلیمان نیز به وجود آمد. حالا تصویر جدیدی از ارسلان آمده است.
هوش مصنوعی: سالار گروه مؤمنان و مدافع دین، آن شخصی است که از مقام و شان بلندتری نسبت به آسمان برخوردار است.
هوش مصنوعی: حسن، فرزند حاکم، به قدری خوب و نیکو است که احسان و لطف او مانند دریاهایی بیکران است و نه تنها خوب است، بلکه در نوع خود بینظیر است.
هوش مصنوعی: آن دلیر و شجاعی که مثل او در دیار خلخ وجود ندارد، پهلوانی دیگر نیست.
هوش مصنوعی: تو میروی و آسمان پیر نمیتواند زیباتر از تو جوانی دیگر را به دنیا بیاورد.
هوش مصنوعی: در روز جنگ، پرچم او مانند پرچم جستجوگران و کاوشگران است.
هوش مصنوعی: هر روز مردان داستان جدیدی دربارهٔ مردی میگویند.
هوش مصنوعی: باید مکان نبردت را به مانند باغی زیبا تصور کنی.
هوش مصنوعی: دردی که به بنفشه و گل و ارغوان میرسد، نشاندهنده تأثیرات ناگواری است که این زیباییها نیز از آن رنج میبرند.
هوش مصنوعی: هر روز رفتار و کردار نیکو و همچنین شیوههای جدیدی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر زیبایی او، دنیای نسبت به بهشت، بهشت دیگری شده است.
هوش مصنوعی: جز سایه انصاف او، درخت دیگری نیست که مکانی برای امنیت در آن یابیم.
هوش مصنوعی: نام پدر و اجداد در دستان دیگران تباه نشود.
هوش مصنوعی: این فرد هرگز شرافت و بزرگی خانوادهاش را به دیگر خانوادهها نخواهد بخشید و از آنها جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند پدر بر سر هر مسالهای با قدرت و عزت میایستی، دیگران را نیز برای مقابله با مشکلات ترغیب میکنی.
هوش مصنوعی: پس از آنکه فرشته مرگ جان را میگیرد، شمشیر تو هم جان دیگری را خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: در سرزمین پادشاهی که نشانهای چون این در دنیا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عصای قدرت تو کافی است و نیازی به نگهبان دیگری نیست که بدون چشمداشت از تو محافظت کند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به محدودیتهای انسانی در شناخت و دیدن حقیقت اشاره میکند. به این معنا که اگر کسی از یک طرف به موضوعی نگاه کند و به دلیل حوادث یا فریبها نتواند از جانب دیگر آن را ببیند، به وضوح نمیتواند به درک کاملی از واقعیت برسد. در واقع، فهم کامل نیازمند دیدی چندجانبه و جامع است.
هوش مصنوعی: زمانی که به میدان حمله میروی و به تنهایی به جنگ میپردازی، بدون هیچ تلاشی میتوانی به پیروزی برسی.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو به قدری دلنشین است که هر کس به تو نگاه کند، مجروح و آسیبدیده میشود.
هوش مصنوعی: تنها حلقه مخالفان بر تو تناسبی ندارد، سخنی دیگر برای تو مناسب نیست.
هوش مصنوعی: هر روز تیر بیجان تو، بهگونهای به هدفهای جدیدی نشانه میگیرد.
هوش مصنوعی: مرغی وجود دارد که فقط دل مخالفش را میپسندد و هیچ آشیانی جز آن را نمیخواهد.
هوش مصنوعی: اگر دشمن هر لحظه به فکر تو نباشد، به زودی از فکر و خیال تو دور میشود و به چیز دیگری مشغول میشود.
هوش مصنوعی: تنها نظر تو میتواند سرنوشت کارها را تعیین کند و بر دیگران تاثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: ای کسی که با رعیت و کسان خود با مهربانی و عشق برخورد میکنی، همچنان که بر حیوانات و بردگان خود رفتار میکنی.
هوش مصنوعی: امروز احتمال کمی دارد که کسی به خوبی تو از میهمانها پذیرایی کند.
هوش مصنوعی: مهمان تو کسی است که از همه پادشاهان بزرگتر و مهمتر است و هیچکس بهتر از او نمیتواند مهمان تو باشد.
هوش مصنوعی: مداح تو در هر گوشهای از دنیا، هزاران نفر را به خود جذب کرده و هر کدام به زبانی متفاوت به ستایش تو میپردازند.
هوش مصنوعی: از آنها مانند محمد بن مسعود نیست که جوانتر و ستایشگر دیگری باشد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از ستایش تو در دل من بیشتر میشود و احساس جدیدی را در خود تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: از سخاوت تو، هر لحظه کمک و نعمت بزرگی به دیگران میرسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در این دنیا به خواستههای خود نرسیم، نمیتوانیم به جهان دیگر امیدوار باشیم.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس جز تو نباید حاکم و موفق باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.