گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۹

 

چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
شمشاد ز جا، سرو ز رفتار برآید
دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست
رحم است بر آن یار که از یار برآید
شرمندهٔ عشقیم که بی چاره و تدبیر
آسان کند آن کار که دشوار برآید
از ناخن عشقم رگ جان زمزمه ساز است
بی زخمه صدا کی شود، از تار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی