گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳

 

ای ماه لطیف جانفزا خرمن منوی ماه فرو کرده سر از روزن من
ای گلشن جان و دیدهٔ روشن منکی بینمت آویخته بر گردن من


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱

 

ای دست تو آتش زده در خرمن من
تو دست نمی‌گذاری از دامن من
این دست نگارین که به سوزن زده‌ای
هرچند حلال نیست در گردن من


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۱۷

 

شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من

کوکس که به گازی ببُرد گردنِ من

گر بُکْشَنْدم تنم بماند زنده

ور زنده بمانم بنماند تنِ من


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۵

 

تا بشنودم کاهوی شیرافکن من
ماتم زده شد چون دل بی‌مسکن من
حقا و به جان او که جان در تن من
بنشست به ماتم دل روشن من


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵۳

 

ای آنکه تراست عار از دیدن من
مهرت باشد بجای جان در تن من
آن دست نگار بسته خواهم که زنی
با خون هزار کشته در گردن من


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۸

 

بگرفت شها قضای بد دامن من
تا لشکر غم نشست پیرامن من
گر خست به تیر تو دل روشن من
بخت تو نگاه داشت جان در تن من


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۰۰

 

ای هیچ نخورده غم بغم خوردن من
ناگشته بپرسشی بپیرامن من
یکبار درین تن بکمارم درگیر
باشد که بسوزد دل تو بر تن من


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۰۱

 

گر رنجه کنی قدم بپرسیدن من
روشن کنی از جمال خود مسکن من
مانندۀ پسته ام که بتوانی دید
خونین دل من در استخوان تن من


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۰۲

 

شمعم که شدست جان من دشمن من
صد تو غم دل گرفته پیرامن من
بر یاد لب تو وقت جان دادن من
جان خنده زنان برون شود از تن من


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل