گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰

 

ای باد صبا به کوی آن دلبر کشاحوال دلم بگوی اگر باشد خوش
ور زانکه برای خود نباشد دلکشزنهار مرا ندیده‌ای دم درکش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱۳

 

ای روی چو آفتاب تو شادی کشوی موی تو سرمایه ده، جمله حبش
تنها تو خوشی و بس در این هر دو جهانباقی تبع تواند گشته همه خوش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷

 

ای کرده به پنج شمع روشن هر ششای اصل خوشی و هرچه داری همه خوش
تا چند چو الحمد مرا می‌خوانیهمچون بقره بگیر گوش من و کش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲۶

 

بیچاره دل سوختهٔ محنت کشدر آتش عشق تو همی سوزد خوش
عشقت به من سوخته دل گرم افتادآری همه در سوخته افتد آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲۹

 

تا در نزنی بهر چه داری آتشهرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز آتش آمد مفرشعیار نه‌ای ز عاشقان پا درکش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق » شمارهٔ ۴

 

گفتم: دل من ببردی ای جادو وش!

گفتا: چکنم تو دل ندادی خوش خوش

گفتم: رخت آتش است و خطّت دودست

گفتا که تو دود دیدهای از آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۱۹

 

شمع آمد و گفت: چند باشم سرکش

بر پای بمانده به که تا سوزم خوش

چون هر نفس از کشتن خویش اندیشم

بیرون شود از پای به فرقم آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۹۲

 

شمع آمد وگفت: چون درآمد آتش

سر در آتش چگونه باشم سرکش

جانم به لب آورد به زاری آتش

کس نیست که بر لبم زند آبی خوش


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۰

 

با من ز دریچه‌ای مشبک دلکش
از لطف سخن گفت به هر معنی خوش
می‌تافت چنان جمال آن حوراوش
کز پنجرهٔ تنور نور آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۳

 

چون نزد رهی درآیی ای دلبر کش
پیراهن چرب را تو از تن درکش
زیرا که چو گیرمت به شادی در کش
در پیرهن چرب تو افتد آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۴

 

نی آب دو چشم داری ای حورافش
زان روی درین دلست چندین آتش
بی باد تکبر تو ای دلبر کش
با خاک سر کوی تو دل دارم خوش


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۲

 

خاقانی اگرچه خاک توست ای مهوش
چون آتش و آب و باد باشد سرکش
چندان باد است در سر خاکی او
کان را نبرد آب و نسوزد آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۵

 

روزی که کنم هجر ترا بر دل خوشگویم چه کنم تن زنم اندر آتش
چون راست که در پای کشم دامن صبرعشق تو گریبان دلم گیرد و کش


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۶

 

ماییم و دو شیشکک می روشن و خوشیک حوضک نقل و یک تنورک آتش
باقلیککی و نانکی پنج از ششگر فرمایی جمال ده بی‌ترکش


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۷

 

چون بندگی شهت نمی‌آید خوشبا ملک چو آب و دولت چون آتش
برخیز و بسیج آن جهان کن خوش خوشاینجا علف گلخن دوزخ بمکش


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۵

 

تا در نزنی به هرچه داری آتش
هرگز نشود حقیقت حال تو خوش
اندر یک دل دو دوستی ناید خوش
ما را خواهی خطی به عالم درکش


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۶

 

چون ذات تو منفی بود ای صاحب هش
از نسبت افعال به خود باش خمش
شیرین مثلی شنو مکن روی ترش
ثبت العرش اولا ثم انقش


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲

 

آن طبع که چون آینهٔ پاکست زغش
از بس که به فعل بوالعجب دارد خوش
آب آمده از طبیعت خویش برون
در تحت بفوق می‌رود چون آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۹۲

 

خالیست سیاه بر رخ آن مه وش
افتاده خوش و مراهمی افتد خوش
چون مهر که از مشک نهی بر باده
یا قطرۀ آبی که چکد بر آتش


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل