گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

تا در نزنی به هرچه داری آتش

هرگز نشود حقیقت حال تو خوش

اندر یک دل دو دوستی ناید خوش

ما را خواهی خطی به عالم درکش

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
عنصرالمعالی

این آتش عشق تو خوش است ای دلکش

هرگز دیدی آتش سوزندهٔ خوش

مسعود سعد سلمان

تا از من می جهی چو دود از آتش

چون دود بر آتشم من ای دلبر کش

با آن رخ دلفروز و زلف سرکش

خوش نیستی ای چو جهان ناخوش و خوش

ابوالفرج رونی

ای دل به سفر چرا نبندی مفرش

کاندر حضرت عیش نمی باشد خوش

چون آهن آب داده اندر آتش

نرمی میکن دلا و سختی می کش

سنایی

با من ز دریچه‌ای مشبک دلکش

از لطف سخن گفت به هر معنی خوش

می‌تافت چنان جمال آن حوراوش

کز پنجرهٔ تنور نور آتش

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه