گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰

 

ای دل تو و درد او اگر خود مردیجان بندهٔ تست اگر تو صاحب دردی
صد دولت صاف را به یک جو نخریگر یک دردی ز دست دردش خوردی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸

 

با بی‌خبران اگر نشستی بردیبا هشیاران اگر نشستی مردی
رو صومعه ساز همچو زر در کورهاز کوره اگر برون شدی افسردی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱

 

چونی ای آنکه از جمال فردیصدبار ز چو نیم برون آوردی
چون دانستم ترا و چونت دیدمبی‌دانش و بینشم به کلی ویران بردی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰۸

 

غم را دیدم گرفته جام دردیگفتم که غما خبر بود رخ زردی
گفتا چکنم که شادیی آوردیبازار مرا خراب و کاسد کردی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۳

 

مردی که فلک رخنه کند از دردیمردی که خداش کاشکی ناوردی
غبن است و هزار غبن کاین خلق لقبآن را مردی نهند و این را مردی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳

 

کی دانستم که بیخطا برگردی؟
برگشتی و خون مستمندان خوردی
بالله اگر آنکه خط کشتن دارد
آن جور پسندد که تو بی‌خط کردی


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

عطار » مختارنامه » باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن » شمارهٔ ۲۵

 

امروز چو جمله عمر ضایع کردی

فردا چکنی به خاک و خون میگردی

چون پرده براوفتد هویدا شودت

چیزی که به زیر پرده میپروردی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۶

 

ای دل تو بسی که از غمش خون خوردیچندین مخروش و باش تا چون کردی
آری شب عشق دیر بازست و سیاهلیکن تو سپید کار زود آوردی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۷

 

با دل گفتم گرد بلا می‌گردیمغرور شدی به صبر و پی گم کردی
من نیز بدان رسن فروچاه شدمدیدی که تو خوردی و مرا آزردی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۶۰

 

ای خواجه مرا به لطف خود پروری
زآوردن پشت و دنبه فربه کردی
بنشستی و دنبه را به رغبت خوردی
بردی به شکم آنچه به پشت آوردی


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳۹

 

من کیستم از قید دو عالم فردی
عنقا منشی بلند همت مردی
دیوانهٔ بیخودی بیابان گردی
لبریز محبتی سرا پا دردی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵

 

هرچند که در حسن و ملاحت، فردی
از تو بنماند، در دل من دردی
سویت نکنم نگاه، ای شمع اگر
پروانهٔ من شوی و گردم گردی


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳

 

مردی باید، بلند همت مردی
زین تجربه دیده ای، خرد پروردی
کو را به تصرف اندرین عالم خاک
بر دامن همت ننشیند گردی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۴۱

 

گفتم جانا گفت بگو گر مردی
گفتم مردم گفت که نیکو کردی
گفتم چشمم گفت بس این بی آبی
گفتم نفسم گفت مکن دم سردی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۴۴

 

گفتم قمرت گفت به چشمش گردی
گفتم شکرت گفت به چشمش خوردی
گفتم بازآ گفت که باز آرودی
گفتم مردم گفت کنون جان بردی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی