گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۰

 

نی چارهٔ آنکه با تو باشم همرازنی زهرهٔ آنکه بی‌تو پردازم راز
کارم ز تو البته نمیگردد سازکار من بیچاره حدیثی است دراز


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷

 

بس شب که به روز بردم، ای شمع طرازباشد که شبی روز کنم با تو به راز
شد بی‌شب زلف و روز رخسار تو بازروزم چو شب زلف تو تاریک و دراز


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۰

 

زین پیش رهی بود ز بغداد نیاز
موصل به حریم وصل آن کعبه راز
داریم ز شاه همدان چشم که باز
ایمن شود از حرامی آن راه دراز


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی