گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲

 

آن میوه توئی که نادر ایامیبتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامیکاخر به تو باز گردد این بدنامی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲

 

ای آنکه تو خون عاشقان آشامیفریاد ز عاشقی و بی‌آرامی
ای دوست منم اسیر دشمن کامیآخر به تو باز گردد این بدنامی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴۱

 

ای ساقی جان که سرده ایامیآرام دل خستهٔ بی‌آرامی
مستان تو امروز همه مخمورندآخر به تو بازگردد این بدنامی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید » شمارهٔ ۶۱

 

نه سوختگی شناسم و نه خامی

در مذهب من چه کام و چه ناکامی

گویی که به صد کسم نگه میدارند

ورنه بپریدمی ز بیآرامی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸

 

نارفته به شاهراه وصلت گامی
نایافته از حسن جمالت کامی
ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی:
کز خم فراق نوش بادت جامی!


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷۵

 

بی پا و سران دشت خون آشامی
مردند ز حسرت و غم ناکامی
محنت زدگان وادی شوق ترا
هجران کشد و اجل کشد بدنامی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

کسایی » رباعیها » پیغام فلک

 

نارفته به شاهراه وصلت گامی
نایافته از حسن و جمالت کامی
ناگاه شنیدم از فلک پیغامی
کز زخم زوال نوش بادت جامی


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰

 

ای تو به مجردی نرفته گامی
چه‌ات زهرهٔ آن بود که جویی کامی
تو درد فراق نیمه شب برده نه‌ای
در صحبت او کجا رسی تا خامی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۲۲

 

چون حاصل کارماست بی فرجامی
تن در دادیم نیک در بدنامی
قصه چکنم؟ بسوختم زین خامی
نه کام دل و نه صبر بر ناکامی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۲۳

 

بیهوده نهاده ایم برخود نامی
بی باده گرفته ایم بر کف جامی
بریاد کسی همی گذاریم ایام
کز ما نکند یاد بهر ایامی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۵

 

آنها که خرید عشقشان از خامی
پنهان ز نظر، کنند بی‌آرامی
من نالم و تهمت‌زده مرغ چمن است
من سوزم و پروانه کشد بدنامی


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی