گنجور

عطار » مختارنامه » باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید » شمارهٔ ۱۵

 

روزی که به دریای فنا در تازم

خود را به بُنِ قعر فرو اندازم

ای دوست مرا سیر ببین اینجا در

کانجا هرگز کسی نیابد بازم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۶۳

 

از ننگ وجودم که رهاند بازم

تا من ز وجود با عدم پردازم

هرگه که وجود خود بدو در بازم

آن دم به وجود خود سزد گر نازم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات » شمارهٔ ۹

 

چون با سرو دستار نمیپردازمدستار به میخانه فرو اندازم
اندر همه کیسه یک درم نیست مراوین طرفه که هر دو کون در میبازم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۰

 

چون سایه اگر باز به کنجی تازم
همسایهٔ من سایه نبیند بازم
ور سایه ز من کم کند آن طنازم
از سایهٔ خود هم نفسی بر سازم


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸

 

چون قصهٔ هجران و فراق آغازم
از آتش دل چو شمع خوش بگدازم
هر شام که بگذشت مرا غمگین دید
می‌سوزم و در فراقشان می‌سازم


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶

 

کی باشد و کی بحال خود پردازم

کی باشد و کی جهاز عقبی سازم

کی باشد و کی ز خویش بیگانه شوم

کی باشد و کی تن و روان در بازم


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۲

 

د رعشق ز حیله ها که می پردازم
تات از همه کس نهفته ماند رازم
مانند زبان شمع آنگه سوزم
کز اشک بنزد خویش خندق سازم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۳

 

شمعم که چو خود را بغمت پردازم
در پای تو سر خنده زنان اندازم
در راه تو هر گه که سری در بازم
در حال سری دگر ز جان بر سازم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۴

 

چون کوس ز پرخاش بود آوازم
چون نیزه بسر بجنگ دشمن یازم
چون تیر به تنها شکنم قلب عدو
چون تیغ برهنه بر سر او تازم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل