گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹۳

 

آندیده که هست عاشق گلزارشمشغول کجا کند سر هر خارش
گر راست بود یار دهد پرگارشور کژ نگردد راست نیاید کارش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲۵

 

بر من بگریست نرگس خمارشتا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش
گر نرگس او به سرمه آلوده بدیآلوده شدی ز سرمه‌ها رخسارش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱

 

چون رنگ بدزدید گل از رخسارشآویخت صبا چو رهزنان بردارش
بسیار بگفت بلبل و سود نداشتتا بو که صباا به جان دهد زنهارش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹

 

رفت آنکه نبود کس به خوبی یارشبی‌آنکه دلم سیر شد از دیدارش
او رفت و نماند در دلم تیمارشآری برود گل و بماند خارش


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ ب‍یحوصله و معانی كه تعلّق به » شمارهٔ ۵

 

کو دل که بداند نفسی اسرارش

کو گوش که بشنود دمی گفتارش

آن ماه جمال مینماید شب و روز

کو دیده که تا برخورد از دیدارش


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰

 

کو دل که بداند نفسی اسرارش
کو گوش که بشنود ز من گفتارش
معشوق جمال می نماید شب و روز
کو دیده که تا برخورد از دیدارش


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۰۸

 

من تازه‌گلی که نباشد خارش
یا بلبل خوش‌گو که بود غمخوارش
بازی که سر دست شهان جاش بود
در دام تو افتاد نکو می‌دارش


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸

 

کو دل که بداند نفسی اسرارش
کو گوش که بشنود دمی گفتارش
معشوق جمال می‌نماید شب و روز
کو دیده که بر خورد از آن دیدارش


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۹۹

 

چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو خونیان بردارش
بسیار بگفت بلبل اندر کارش
تا بود که صبا بجان دهد زنهارش


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل